تبليغاتX
خاطرات قاصدک

خاطرات قاصدک

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود


تا میتوان ز فرش چو کرسی جدا مباش
آتش به فرق ریز و مکن اختیار برف

-سلام ، سلام ، امروز روز نرررررمش و ورررررزشه .... ببخشید اشتباه شد (اثرات مطلوب تلویزیونه دیگه )
--سلام سلااام امشب شب شاااادی و خنده است ، امشب شب یلداست ، اوا فاطی چرا تنهاس ! .
وای بازم ببخشید
---اصلا یه سلام ساده ، یه سلام صمیمی ، یه سلام از ته قلبم ...
امیدوارم که حالتون خوب باشه و هیچ غمی تو دلتون نباشه.امشبم که شب یلداستا و ...

راستی شب يلدا شما رو یاد چی میندازه ؟

خونه مادربزرگ، پدربزرگ، هندونه، آجيل، تخمه، هله هوله!، خوردني، لبو، شيريني، فال حافظ، كرسي، پتو، گرما، قصه و خاطره، بگو بخند، ديد و بازديد، همهء فاميل،عمّه، عمو، خاله و دايي، ياد رفتگان، انار دون شده، شاد باش، شب زنده داري، بيدار باش تا سحر برای یه دقیقه بیشتر ...

شب یلدای پارسال با عزیز بودیم ، همه با هم در کنارش و امسال دیگه نیست . این اس ام اس هم منو یاد این موضوع انداخت ، "یلدا " یعنی اینکه یادمون باشه که چقدر عمرمون کوتاهه که یه دقیقه بیشتر در کنار هم بودنو باید جشن گرفت ...

بلندي يلدا مجالي براي انديشيدن به سپيداري بلند است. شادي زندگي تان به بلندي امشب و غم هايتان به كوتاهي امروز باد.

شب يلدا بلندترين شب امسال و هر سال! پيشاپيش بر شما مبارك.
پ . ن : میگم زیاد هندونه نخوریدا ! آخه پارسال یه خبری اخبار اعلام کرد که یه نفر زیاد هنونه خورده و دیگه ... آره آره .
پ . ن ۲ : امشب میریم که داشته باشیم یه شب یلدای پر خاطره رو ...
پ . ن ۳ : به اس ام اسی که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید :شبی طولانیو شیرین و پر بار ، شبی فول آو سخنهای گوهربار ،شبی وید یو بود سو اینترستینگ ،شب یلدا هپی ، نو مور انی تینگ . از زری ممنون بابت این اس ام اس زیباش :دی

+ نوشته شده در  86/09/30ساعت 16:49  توسط قـ‌اصــــــــــدک  | 

سلام به همگی

سلام.خوبین؟کم میام اما يه موقع فكر نكنيد درس میخونما ! من اصلا از اين كاراي بد نميكنم عوضش چندتا كار خوب دارم انجام ميدم .
بگذريم.دلم برا همه دوستا اعم از وبلاگي و غير وبلاگي تنگ شده .

اين چند روز ميگم عجب باروني اومدا !!! كلي لذت بردم ...
ديگه اينكه خدا رحمت كنه رفتگانتونو ...در عرض 7 روز 3 نفر از آشناهامون فوت شدن !!!
ديگه اينكه چقدر احساس خوبی دارم وقتي تو خيابون شاگردامو ميبينم و بيشتر خوشحالم كه ازم فرار نمينكنن و بيشتر ميان طرفم تا باهم حرف بزنيم...دلم براشون تنگ شده ،  بهشون قول دادم بر ميگردم ولي نگفتم كي!!!


يه داستان پيدا كردم وقتي داشتم وب گردي ميكردم خودم دوست داشتم شايد تكراري باشه ولي ميذارمش اينجا تا درس عبرتي باشد براي سايرين باشد كه پند گيرند ...

قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست . شما به زودی خواهید مرد .
دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند . اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید ، چون نمی توانید از گودال خارج شوید ، به زودی خواهید مرد .
 بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه ی دیگر با حدکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد . بقیه ی قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ،‌ اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد
 وقتی از گودال بیرون آمد ،‌ بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند .

از کتاب هفده داستان کوتاه کوتاه
از نویسندگان ناشناس

+ نوشته شده در  86/09/14ساعت 16:49  توسط قـ‌اصــــــــــدک  | 

بوی ماه



در اين مدار كه هم ماه جز غريبي نيست
غريبي تو و من قصه ي عجيبي نيست*

پ.ن : عکاس خوبی هستم؟این عکسو خودم گرفتم  .
پ.ن۲ : فعلا که حرفی ندارم بزنم ! تازگیا خیلی کم حرف شدم :دی
*: از حسین منزوی

توجه: این عکس بدون اعمال هر گونه افکت و جلوه های تصویری گرفته شده . . . دوربینه دیگه !!! :دی

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 16:48  توسط قـ‌اصــــــــــدک  |