به نام خدا
داداش خوبم منو دعوت کردن تا توی یه بازی شرکت کنم !
قوانین بازی از این قراره:
1- عبارت ششکلمهای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید).
2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید.
3- پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.
4- به وبلاگهای دعوتشده اطلاع دهید و برای آنها دعوتنامهای بفرستید.
و حالا جمله من:
موفقیت شیرینه اما بوی عرق تن میده .
توضیح : اگه "اما" رو به عنوان یک کلمه حساب نکنیم میشه شش تا کلمه !
و حالا دوستایی که به این بازی میخوام دعوت میکنم :
گل یخ ، محمد رضا ،طنین ، cRy و وحشی .
+ نوشته شده در
87/01/28ساعت 16:57  توسط قـاصــــــــــدک
از آسمون و ابر خوشم میاد ...
گاهی وقتا بازی میکنیم !
گاهی وقتا من واسشون شکلک در میارم ،
گاهی وقتا هم اونا واسم شکلک در میارن .
بازیه دیگه !!!
یا من گریه شونو در میارم یا ...
یا اونا منو به گریه میندازن !
خدایا ،ببین اینا چیکار میکنن!!!
+ نوشته شده در
87/01/27ساعت 16:56  توسط قـاصــــــــــدک
سلام . خوبین ؟ بالاخره یه موضوعی پیش اومد تا منم بتونم بنویسم .
اگه حوصله داشتین خوشحال میشم تا آخر بخونین و نظرتونو بهم بگین .
ممنون .
دیشب تو کلاس فرانسه یکی از بچه ها به واسطه برادرش که تور گاید هست برامون یه توریست اورد سر کلاس . ما هم مثه این توریست ندیده ها
ذوق کرده بودیم و بنده خدا خانومه تعجب کرده بود
. تا رسید شروع کردیم به سوال کردن !
از اعتقاداتش میگفت و مام نظرامونو میگفتیم . آدم جالبی بود .28 ساله و مجرد و مهندس مکانیکه و از سال 2005 به کشور های مختلف داره سفر میکنه و عکاسی میکنه و در حال تنظیم یه کتابه . سوژه عکاسیش بچه ها هستن و بیشتر هدفش مقایسه ایران امروز با تاریخ گذشته ایرانه .
این سوزه رو انتخاب کرده چون معتقده که بچه ها هر جا باشن یکجور هستن . دوست دارن بازی کنن ! همه شون تا یه چیز اشتباه میبین اعتراض میکنن و گریه میکنن .دلشون نمیخواد برن مدرسه و این مرز نمیشناسه ! بچه های ایران همونطورن که تو فرانسه و هند و آفریقا . بچه ، بچه است و به واسطه دل پاکی که دارن موجود اینترنشنال هستن .
(راست میگه )
از دین ازش پرسیدیم . میگفت پیرو دین خاصی نیست ولی معتقده یه خدایی هست که همه چیز تحت کنترل اونه ! واسش درون مهمه و اینکه فلان دین فلان روش رو داره مهم نیست .بحث به اینجا کشید که گفت معتقده دین ازسیاست جداست و انسان اگه میخواد مهربون باشه ، دروغ نگه ، خوب باشه و ... ربطی به سیاست نداره و همینطور برعکس .
یا اینکه راجع به حجاب و آزادی ازش پرسیسیدم .با این حجابی که ما داریم موافق نبود. طبق گفته قبلیش درون مهمه !
بعد راجع به ازدواج پرسیدیم و اینکه زن باید چگونه باشه. میگفت زنان باید استقلال داشته باشن . حق دارن کار کنن و لزومی نیست که خونه داری کنن و بچه بزرگ کنن .مردا هم باید اینکارا رو انجام بدن و ...
من بهش گفتم خوب به نظر من زن ایرانی وظیفه ش این نیست که کار خونه انجام بده ، غذا درست کنه و جارو برقی بکشه و ... زن ایرانی سالهاست که مستقل شده و در کنارش در منزل هم این کارارو انجام میده اما نه اینکه وظیفه ش باشه کما اینکه در دین ما هم اینطوری بیان نشده و اگر زن این کارو انجام میده به خاطر حفظ محیط خانواده داره اینکارو انجام میده و برای ایجاد محبت و علاقه و این صرفا به جهت داشتن زندگی خوب در کنار همسر و فرزندانشه . بهم گفت با این حرفم مخالفه و میگفت اینطور نیست . گفتم نگران خانواده نمیشی . گفت نه ! چت و تلفن و اینترنت و ... هست و بیش از این لازم نیست . بهش گفتم پس اگه به اینه که میگی زن باید مستقل و آزاد باشه وتو فرانسه هم اینطوری هستین و موفقین پس چرا آمار طلاق و زندگیهای ناموفق و بدون سرانجام و بچه های طلاق توی اروپا و فرانسه زیادتر از ایرانه !!! ؟ جواب داد که 50 سال پیش فرانسه هم مثه ایران بوده .دولت شما ارزشها رو اینطوری تعریف کرده و اینه که زن ومرد در حفظ بنیان خانوده شون تلاش میکنن.اما تو فرانسه اینطور نیست دولت ما ارزش ها رو تغییر داده .کشورو به سمت مدرن شدن پیش برده و این واسش مهمه . اینه که من احساس نمیکنم که دلم بخواد ازدواج کنم یا اینکه اگه یکی ازدواج کرد، بعد 2-3 ماه سر مساله ای کوچیک جدا میشه . چون مهم مدرنیته است.
بعداز این موضوع ها دیگه بحث رو به سمت سوالات ساده تر کشوندیم . چون من که دیگه بیش از این نمیتونستم فرانسه حرف بزنم و واقعا دیگه خسته کننده میشد . معلم هام هم بودن و اونا ادامه دادن .
تو دلم فکر میکردم که این یه انسانه که صاف و ساده نظرشو گفته و منی که مسلمونم و میدونم داره اشتباه میکنه اونم به خاطر اینکه اشتباه رو باش بزرگ شده اگه زبانم قوی تربود و مطالعه بیشتری داشتم میتونستم باهاش به مباحثه بنشینم شاید اینکه حتی یه جمله من اونو به فکر فرو ببره و متحول بشه . اینو مطمئنم که اگه اینکارو میکردم و شیوه بزرگانی چون شهید مطهری و شهید جاییو پیش بگیرم، چون این آدما دنبال راستی هستن، اگه قانع بشن، حرفو میپذرین و چه بسا بهتر و بیشتر از من به دینم علاقمند بشن . دیشب علاقمندیم به اینکه زبانو یاد بگیرم و اینکه بتونم حتی اگه شده یه نفرو به سمت دین اسلام راهنمایی کنم بیشتر شد .
بعد که کلاس تموم شده ایمیل و وب سایت رسمیشو گرفتم تا باهاش در ارتباط باشم . بعد از کلاس هم که با هم تا سمت هتل رفتیم و تو راه باهاش اینبار انگلیسی حرف زدم و فرصتو غنیمت شمردم تا خودمو امتحان کنم.
وقتی رسیدم خونه از دست این خانوم معلمم ناراحت بودم. به نظر من وقتی داری با یه توریست که اومده که به خودش ثابت کنه ایران اون جایی که بقیه میگن نیست ، نباید طوری حرف بزنی که دین خراب بشه و ایرانی بد بشه و جلوه ناجور بگیره . اگه داری از حجاب حرف میزنی و معتقدی که خیلیا تو ایران ِخودمون زیر چادر که مقدسه چه کارایی که نمیکنن ، لزومی نداره تو این موقعیت واقع بینانه عمل کنیو واقعیتو به یه خارجی که مسافره بگی ! اصلا نگو یا اگه میگی طوری نگو تا دین بد جلوه داشته باشه !!! اشکال از اسلام نیست .مسلمان اشکال داره !!! مثلا واسه چادر بگو اگه افرادی چادر سر میکنن واسه اینه که امنیت دارن !!! از نگاه بد ایمن میشن . چیزیو بگو که اسلام میگه و تو دین هست و ...
خلاصه دیروز کلی از این مسائل فکرمو مشغول کرده بود . امیدوارم به اَمیل عزیز تو ایران خوش بگذره و خاطرات خوبی با ما توی کلاس داشته باشه . احتمالا اموز عصر هم با هم با بچه ها بریم یه جایی و دور هم باشیم و حرف بزنیم و چای بخوریم ...
+ نوشته شده در
87/01/23ساعت 16:55  توسط قـاصــــــــــدک
- تازگیا هی میخوام بنویسم ولی نمیتونم !
- کی میدونه معنی این بیت چی میشه؟
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر ترک مست است مگر میل کبابی دارد
+ نوشته شده در
87/01/18ساعت 16:54  توسط قـاصــــــــــدک
|
سلام به همگی ...
دیگه بعد از ۱۰ روز فرصت پیدا کردم یه چند تا جمله بنویسم .
عید امسال واسه من تقریبا کمی متفاوت تر از سالای قبل بود . یه عده دیگه امسال پیشمون نبودن و خوب این یعنی متفاوت بودن ! امسال عید خیلی سریع تر از سالای قبل برامون گذشت . من که تاریخ از دستم در رفته بود و دیگه نمیدونستم امروز چند شنبه و چه تاریخیه ! تا امروز که نشستم به تقویم نگاه کردم و رویداد ها رو به روز ها انتساب میدادم . دیگه اینکه کلی فکر و حرف و دل تنگی و ... .
راستی راجع به لاکی هم تحقیقات کردم . یکی از اقوام که شمالیه بهم گفت که لاک پشتت قهر کرده و اگه تا ۵ سال هم باشه و بمیره هیچی نمیخوره ! گفت از هر ۱۰ نو لاکپشت ، فقط ۱ نوعش هست که با انسان دوسته و بقیه قهر میکنن . از این رو منم تصمیم گرفتم که اونو به محیط خودش بر گردونم . غذاش اما همون کاهو وپوست خیار و ... است .
یه چیز خیلی تازه هم راجع به خودم متوجه شدم ، البته بماند ! از گفتنش معذوریم چون شاید نقطه ضعفی باشد که اندکی بخواهند سو ء استفاده کنند

.
بگذریم ...
خلاصه اینکه امیدوارم سال جدید سال خوبی برای همه باشه . سیزده بدر هم که در راه است !
دل تنگ نوشت : آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ... هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!
دلمون واست تنگ میشه ، به امید دیدار ...

+ نوشته شده در
87/01/09ساعت 16:53  توسط قـاصــــــــــدک
|