مابدین ره نه پی حشمت وجا آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایــــــــــم
رهرو منزل عشقیم وز سر حد عــــدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
برمیگردم به دنیای واقعی ، گرچه شاید قسمتی از دنیای واقعی من همینجا باشد . پس به اینجا هم برمیگردم .
+ نوشته شده در
87/07/29ساعت 23:30  توسط قـاصــــــــــدک
سلام . سریع میرم سر اصل مطلب !
تولدم مبارک.
بالاخره وارد عدد زندگیم شدم ! ۲۲ سال گذشت و من از امروز وارد ۲۳ امین سال زندگیم میشم . خوب نمیتونم بگم چه حسی دارم ! ولی در کل خوشحالم . هر اتفاقی هم بیافته که بخواد این روزو خراب کنه مهم نیست چون من عاشق این روزم ! ازدوست جونای خوبم هم ممنون که منو با تبریکاشون خوشحال کردن مثل آقا امیر ، الی عزیزم و پتروس فداکار ونسرین و فائزه و زهرا و سارا و آناهیتا و بانو و مریم و سعیده و ... و از داداشی مهربونم که خیلی زودتر تبریک گفت بهم و از آجی مهربونم که واسم تو وبش تولد گرفت تشکر میکنم . طبق معمول هم بابا ، مامان و خواهریم هم سنگ تموم گذاشتن و منو همیشه با محبتاشون شرمنده خودشون کردن . برام روز تولدم همیشه یه فرصت دوباره برای شروع یه زندگی جدید و بهتر از قبل بوده . امسال هم میخوام این روزو برای خودم جشن بگیرم و سعی کنم که دوباره متولد بشم ! (به یاد فیلم بزنگاه : هَپی بِرث دِی نادر :دی )
پ . ن ۱ : یه تست جالب دیگه هم براتون لینکشو میذارم .حتما ببینین ! تست .
پ . ن ۲ : دوستون دارم
.
+ نوشته شده در
87/07/23ساعت 0:0  توسط قـاصــــــــــدک
کم کم غروب ماه خدا دیده میشود
صد حیف از این بساط که برچیده میشود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده میشود
- سلام دوستای خوبم. بازم تاخیر منو ببخشید.امروز تصمیم گرفتم به همه تون سر بزنم و بگم که با اینکه نبودم یا کم بودم ولی همیشه به یادتون بودم و دلم واستون تنگ شده بود . عید فطر هم البته با تاخیر تبریک میگم . اون شعر بالا رو قبلا گذاشته بودم تا یکی دو روز مونده به عید بذارمش تو وبلاگ که نشد ...امیدوارم ماه رمضان امسال پربارتر از ماه رمضونای گذشته تون بوده باشه . توی این ماه که اتفاقای زیادی واسه من افتاد و هر کدوم از اون یکی عجیبتر ... اما شیرینی خودشو داشت و بعضیاش هنوزم داره و البته یکی دوتاش هم غمناک بود . ولی باز خدا رو شکر ...
- آموزشگاه را هم رسما بعد از ۳ سال و اندی تدریس دیگه گذاشتم کنار و فعلا برنامه ای ندارم و دارم فکر میکنم .
- هوا هم که داره خوب میشه و فصل پاییز که من عاشقشم از راه رسیده و من دوباره دارم زنده میشم . نمیدونم چرا همه یا بسیاری از مردم میگن فصل پاییز فصل دلگیریه ... به نظر من هیچی وقت اینطور نبوده .

پاییز ، فصل" باز آمد بوی ماه مدرسه "
"بوی شادی های راه مدرسه "
فصل "همشاگردی سلام"
فصل "بار باران با ترانه" ...(شایدم این واسه فصل بهار یا زمستون یا شایدم تابستون باشه !!!)
بارون میاد و هوا ابریه و قدم زدن تو پیاده رو که همیشه و هر سال منتظرشم ...
خلاصه اینکه پاییز هم بالاخره از راه رسید .
-
راستی یه لینک میذارم ، من که به عنوان سرگرمی به اینجور لینکا نگاه میکنم و انجام دادن این تستا البته از این نوعش احساس جالبی در من به وجود میاره . دوست داشتین سر بزنین ...
تست شخصیت سنجی "یک به یک"
-
یه دنیا آرزو های شیرین براتون آرزو دارمممم



.
+ نوشته شده در
87/07/12ساعت 14:35  توسط قـاصــــــــــدک