اول از همه "بهار ِ بهاری " بعدش " الی ٍ سکوت مرداب " و بعدش " پری ٍمهربون " منو به این بازی دعوت کردن . قانون بازی اینجوریه ( من دقیقا کپی - پیست میکنم )
بازی اینجوریه که شخص بازی کن باید کسی که دعوتش کرده + ۷ الی هر چند نفر از دوستاشو که لینک داره بهشون یا کلا زیاد دید و بازدید بلاگی دارن رو وصف کنه !حالا این وصف این طوریه که باید هر چیزی که از فرد تو ذهنش می یاد رو بگه ، چه واقعی باشه چه نه ! [کسانی که توصیف شدن حتما به بازی دعوت اند +هرکی که عوت میشه*]
اگه اسم کسی رو نیاوردم قبلا ازش عذرمیخوام خوب این طبیعیه که از نسبت به عده ای شناخت کافی نداشته باشم ولی به این معنی نیست که به این بازی دعوت نیستن .
خوب بریم سراغ بازی ...
بهار ِ بهاری : شاد و شیطون . از اون دختراییه که End ِ مرام و معرفته . همه ش موهاشو تصور میکنم که وقتی میچرخه ، تو آسمون افشون میشه
. هیچ وقت نفهمیدم چرا اسمشو گذاشته بهار خیانتکار .
الهام بانو (سکوت مرداب ) : بانوی پروازه
، یه دختر پرتلاش و مهربون . همیشه وقتی از پرواز هایی که رفته توی وبش میگه احساس خوبی بهم دست میده .. گرچه معلق بودن در هوا گاهی خیلی ترسناکه .در ضمن گاهی باطوم خوری خونش کم میشد .
پری ـسا (شاه پری سرزمین ابدیت ) : مهربون عین فرشته ها شایدم مهربون تر . یک هنرمند تمام عیار
. تو نقاشی هاش میشه تصویرشو دید و به روح بزرگش پی برد . با رنگ ها دوسته و خوب میشناستشون و تو شناسایی رنگِ حس ها و آدم ها مهارت خاصی داره . راستی خواهر هادی ساعی رو میشناسین ؟ ایشون پریساشونه
.
بنده خدا ( خط خطی های من ) : یک دوست قدیمی . مهربون و آروم در ظاهر ولی دلش پر از فکر و دغدغه است
. خصیصه اصلیش تنفر از ابزار های ارتباطی مخابراتی مثل تلفن ، سیستم پیام کوتاه ، موبایل و ... میباشد . وقتی یه مدت نیست حتما سرش شلوغه . اهل قهر و کینه و کنایه نیست . میبخشه و خیلی هم فداکاره در حد تیم ملی ! باید مواظب خشمش هم باشی ... از قبل هشدار میدم حساب کارتون دستتون بیاد .. گرچه اتفاقی نمی افته ولی سرسنگینیش عذاب آوره . تا حالا که نصیب ما نشده خدا رو شکر .
وحشــــىــــىـــــی ( آهسته وحشی میشوم ) : ایشون معرف حضور جامعه وبلاگ نویسان این ور آبی علی الخصوص اونور آبی هستند
. قبلا در این پست اندک توصیفی از این بانوی گرامی داشتیم . اولا تا وقتی نشناخته بودمش خیلی واسه م وحشی بود (به خاطر اسمش و نوشته هاش این باور بهم دست داده بود و ما هم بهش دست داده بودیم
) سال های سال گذشت و کاشف به عمل اومد که این بانوی وحشی اونقدرا هم که می نمایاند وحشی نمباشد و فول آو حس های جالب و هیجان انگیز میباشد . از لوس بازی هم خوشش نمیاد . خودتو لوس نکن سعی کن حالشو بگیری اگه میتونی
.
ثنا بانو ( دنیای کاغذی من ) : یه دوست خوب و با احساس .
شیطنت های خاص خودشو داره . نمیدونم لو بدم که ورزشکاره یا نه :دی . یه سنگ صبور و راهنمای خوب . با اینکه مدت زیادی نیست باهاش آشنا شدم ولی با حضورش و کلامش همیشه بهم آرامش داده .
قاسم ( تنها در باغ ) : سبک خاصی داره برای وبلاگ نویسی . تو یک سال اخیر فکر نمیکنم بیش از 10 کلمه برای یه پست نوشته باشه . پست هایی که میذاره باید بهش الهام بشه ! عکسها هم از خودشه
. همیشه فکر میکنم روی یه تخت کنار یه سماور نشسته و یه استکان چای تو دستشه و یه نعلبکی توی اون دستش و در حین خوردن چای به دار و درخت باغ نگاه میکنه .
طنین ( زندگی را هرگونه بنگری زیباست ! ) : در مورد طنین نمیدونم چی بگم . اسمشو که میارم اسمش که میاد وقتی پیامی ازش میاد عاشق میشی همه چی زیبا میشه آروم میشی زندگی زیبا میشه ... کمی دلش تنگه که امیدوارم این دلتنگی زود زود تموم بشه .
الی ( هوای تازه ) : دوسش دارم . بسیار مهربونه و همیشه با پیام هاش و میسد کال هاش فاصله ها رو کمرنگ میکنه . پریشب بود انگاری ...
فکرش زیاد درگیر اوضاع و احوال الان ایرانه .
مهرنوش ( متناهی ) : ایشون از بهترین دکتر های کشور بلاگفا وحومه هستن .سلام دکتر
. خیلی کارش درسته . قلم خوبی داره و البته فکر بزرگ نیز هم . نوشته هاش هیجان فکری خاصی داره و معمولا به واقعیت های تلخ که ناگزیر از قبولش هستیم میپردازه . دکتر یه وقتی هم به ما بده .
ماه منیر ( سه کنج ) : فکر کنم درحال مبارزه با زندگیه. خیلی راحت توی سه کنجش احساساتش رو بیان میکنه
. وقتی میخونمش انگاری منم خالی میشم .
الگوریتم ( بی همتا ) :
مفصل است . ایشون یکی از استادان محبوب و با اخلاق کشور بلاگفا و برون مرزی ست و اخیرا زندگی جدیدی رو شروع کرده .باید منتظر کتابی هم که نوشته باشیم . یک کتابخانه پر از کتاب های خوب داره و هر از گاهی فال کتاب میگیره (چشماشو میبنده و یه کتاب میکشه بیرون و میخونه ) ، عاشق کوه و کوهنوردیست . رصد ستارگان رو دوستداره اما از وقتی که ستاره زندگیش رو زمین پیدا کرده نمیدونم هنوز هم ستاره های آسمونو رصد میکنه یا نه . ساز هم میزنه . عاشق کویر هم هست زیاد . خلاصه که بی همتاست .
سعیده ( آستیگماتی ) : خعلی ماهه ( این "خعلی" گفتنش رو خعلی دوس میدارم ) . نوشته هاش فرمت خاصی داره . اون اوایل که باهاش آشنا شدم فکر می کردم از روی یه جایی کپی برداری میکنه ولی یواش یواش متوجه شدم که نه بابا ! کار خودشه
! همچین یه نموره فقط یه نموره به این حس نویسندگیش حسودیم میشه .
معین مجد (من + تو = او ) : ایشون هم شاعر وبلاگستان بلاگفا هستند . در ضمن پسر دائی بنده هم هستند و ما بسیار دوستش میداریم . با اینکه رشته ش ریاضیه ولی در زمینه شعر و شاعری مهارت داره . شنیدیم که او کتاب های شعر را فقط نمیخواند . بلکه قورت میدهد . البته خودش اسمش را میگذارد دوران جاهلیت . اشعار هر جایی ممکن است به او الهام شود ... شب توی خواب ، در راه نانوایی ، هنگام صحبت با برادرش حتی در ...
. خواننده هم هست .
یک زمانی تصمیم گرفته بود در مدت زمان کوتاهی که خونه مون بود شعر رپ رو بهم آموزش بده و سعی کنه که یه چیزی ازش بفهمم . یادمه اون روز الکی میگفتم آره آره . اعتراف میکنم هیچی از اون آهنگه متوجه نمیشدم .
باران / آوریل ( تنها برای تو مینویسم ) : یک دوست خاص است از آن جهت که از کلاس اول ابتدایی با او دوست هستم و تا قبل از دانشگاه هم تمام مقاطع تحصیلی با هم همکلاس بودیم . یک دختر با محبت و با ایمان . خنده هایش دوست داشتنی ست
. خلاصه هرچیزی اگه نوش خوب باشه دوست قدیمیش خوبه .
پتروس ( بهشت آبی ) :
یک عدد پسر عمو . یک انسان فرهنگی ، سینمایی ، ورزشی ، کاری ، منقد ، منظم ، آروم ، خوش برخورد و در یک کلام باهال ! قلم قدرتمندی داره . نوشته هاش ارزش خوندن داره .
ف . ک (شبهای سپید ف.ک) : یه دختر با احساس و صورتی . شاعره و شعراشو دوست میدارم زیاد
. دوست داره ناشناس بمونه پس یبشتر وصفش نمیکنم ولی حتما شعراشو بخونید .
شیرین ( خدا رو دوست دارم ) : این شیرین بانو یک کدبانوی واقعیه
. از هر انگشتش هزار تا هنر میباره . از آشپزی و کیک پزی و خیاطی و ... گرفته تا معماری و طراحی و نقشه کشی و اینا . بسیار مهربون و دوست داشتنی . حاجی شیرین جون با حاجی توی وب من با هم دوستن
.
مرجان بانو (چرک نویس های من ) :
این دختر تازه دانشجوی مای که دلم براش تنگ شده . رتبه ش هم ۱۳۹ شده بود و الانم مشغول تحصیل در رشته گرافیکه . کتاب خونه و البته book worm که میگن ایشونه . استعداد خوبی در کیک پزی از خودش نشون داده و آینده خوبی در این زمینه در انتظارشه . امیدوارم همیشه موفق باشه و یه کمی هم بیاد و سر بزنه . به خدا همه چی که دانشگاه نیست . از ما گفتن بود 
کَندِل جون ( دود عود ) : یه شمع مهربون . مامان محمد کوشولو . تو مسابقه مشاعره به نظرم برنده بود به خاطر اینکه کلی شعر بلده . کیک های خوشگل و خوشمزه ای میپزه
. به اونایی که به شیرینی پزی وکیک پزی علاقه دارن توصیه مکنم حتما وب کندل جون رو بخونن و دوستورات کیک هاشو یادداشت کنن .
زی زی (از حنجره قلم یک پشت کنکوری ) : زی زی دختر منه . امسال کنکوریه
. یک سمپادیه و فکر کردن رو خوب بلده . دید خوبی نسبت به جامعه و اطرافش داره . در کل به داشتن همچین دختری به خودم افتخار میکنم .
هستی جونم ( کالسکه های آشنایی من و بهتریم ) : او و همسرش یه زوج خوشبختن و همدیگرو عاشقانه دوست دارن
. وقتی میخونیش یه حس عشقولانه ای بهت دست میده و به زندگی امیدوار میشی . در ضمن اس ام اسای خوشگلی میده گاهی من کم میارم پیشش .
هانی (در یی هر گریه ) : هانی ِهانی یک دختر با اراده ی . خیلی دلم میخواست میتونستم مثه اون اینترنتو ترک کنم . در مواقع عزیز و روحانی به خصوص سحر های ماه مبارک رمضان با میس کال هاش منو شرمنده کرد . 
قندک میرزا ( خروس بی محل و ... ) : از وبلاگ "خروس بی محل " باهاش آشنا شدم . تو وبلاگش پستاشا به لهجه اصفهانی میذاشت . آ ما به واسطه این وبلاگشا اصفهونیمون داش قوی میشد که جخ آقا زد و وب به اون نازنینی را از صفحه روزگار محوش کرد . نیمیدونم چی چی شد که این کارا کرد . فکر کنم دلش نیمیخواس مام اصفهونی یاد بیگیریم . تازندشم خوشش نیمیاد هی بهش بیگین "عمو قندک "
.
شکوفه بانو (مشکوة) : یه دختر کنجکاو و با ایمان و اهل مباحثه
. مطالعه خوبی در زمینه موضوعات دینی مذهبیو البته سایر داره و همیش دنبال پاسخ به سوالاتشه . استدلالا هاش رو سعی میکنه بر اساس مستندات معتبر بیاره . همیشه فکر میکنم که عجله داره و میخواد بره
.
مرسده جون ( از دوشیزگی تا ... زنی کامل ) : یه بانوی مهربون
. همیشه برام قابل احترام بوده و هست . پر انرژی و مهربون و دقیقه . خوش به حال نی نی ش که مامانش از الان براش اهمیت قائله و خیر و صلاحشو میخواد .
دختر کوچولوی یاغی : محقق ، در گذشته از سمپادی ها بوده . او هم گهگاهی باطوم خونش کم میشود
. شیطنت های خاص خودشو داره . قدیمها یاغی بوده اما الان انگاری دیگه یاغی نیست . ( --> اگرم هستی بگو نیستم که من ضایع نشم
)
و ....
امین آزاد (خودم و خودم ) : ایشون هم که سی.آ.ست مدارمون هستن . بسیار فعال و کوشا . به تازگی لیسانس ارشد قبول شدن که هم از همین تریبون بهش تبریک میگم . دنبال کار میگرده و تخصص های زیادی داره و اگه تخصص اضافی لازم باشه میتونه به اون تخصص دست پیدا کنه . کلا یه پا مهندس-دکتره -هنرمند -نویسنده و ... است . راستی یه ستاره هم داره که روی زمینه
.
ستاره *** ( زمزمه های زندگی ) :
ستاره جون هم به تازگی باهاش آشنا شدم . شعرهای زیبایی میگه . فرمت خاص عکس گذاشتنش توی وبلاگ و البته نوع نوشتنش تا حدی وبلاگش رو متمایز کرده .
A boy (An Ordinary Boy) :همونطور که از اسم وبش بر میاد یه پسرمعمولیه ولی خوب معمولی بودن شاید یه نوع متفاوت بودنه
. مطالعه ش اینجور که بر میاد زیاده . به کارتون هم علاقه داره . اخیرا هم انیمیش "پرستو " رو به ما تخدیم کرده تا با نیماجان بشینیم ببینیم و دعا به جانش بکنیم . هدیه از نظر او لازم نیست مادی باشه . گاهی شعری ، آهنگی ، دعایی ، کارتونی ، نه کتاب که نام کتابی میتونه بهترین هدیه های دنیا باشه . البته هدیه های نقدی یه شوق و شعف خاصی میده :دی
صهبایی ( اسمش چی بود !!! ) : یه دختر خوشگل و مهربون و دوست داشتنی
. دوستای صمیمیش بهش میگن صهبا . وقتی تصورمیکنم پشت ماشین شاسی بلند میشه ابهت خاصی پیدا میکنه . بهش میاد یک رییس باشه یا در آینده رییس بشه .
الهام و مامان الهه (عروسک مامانی) : این وبلاگ مادر - فرزندیه . مامان الهه با نوشتنش خاطره های عروسکش رو ثبت میکنه . یک مامان مهربون و دوست داشتنی و خانواده دوست . الهام کوچولوی عروسک هم که یه فرشته مهربونه . یهد ختر درس خون و مودب .ورزشکار هم هست و زبانشم خیلی خوبه . همیشه نمره ۱۰۰ میگیره . شاگرد اوله و خلاصه از همه نظر دختر ممتازیه . مشخصه ظاهری اصلیش هم موهای بلند و خوشگلشه
(بزنم به تخته ) . الهی الهی الهی .
مهندس شادونه ( خلوتکده فانتزی ) : ایشون مهندس ما هستن و بسیار سرشون شلوغه . اسمش اگه اشتباه نکنم شادیه . تو یه شرکت کار میکنه که فضای کوچیکی داره و این برای او و همکارانش بسیار محدودیت ایجاد کرده . یه رئیس کوچیکه دارن که شادونه جون ماجراها داره با این رئیس کوچیکه . شادونه مهربون وقتی یه اتفاق خنده دار بی افته اگه بخواد بخنده به قول خودش ولو میشه کف زمین
. خدایی تو اون شرایط خاص اگه منم بودم پخش زمین میشدم .
روح جون (هزار خورشید درخشان ) :
ایشون هم روح سرگردان ما بودن کهالان دیگه نیستند .یه خورشید درخشان هستن . ایشون دندون پزشک ما هستن . فکرکنم باید یه وقت بگیرم برم پیشش . قدیمی ترا که الان کمتر هستن میدونن که بنده نیمی از عمرم رو در دندونپزشکی زندگی کردم :))) . ارادتمند دکتر جون .
لیلای قاصدک (بی سرزمین تر از باد) :
یکی از قاصدک های سرزمین قاصدکا . من و اون فقط در رقم یکان اختلاف داریم که نشان دهنده مدل ساختمون هست . خوب مینویسه مثه روزنامه نگارا و خبرنگاراس .
--- تعدادی رو که نگفتم محبت و مرام و معرفتشون در توصیفشون به صورت پیش فرض وجود داره .
---- عده ای رو هم از قدیمیا که نگفتم در لینکی که گذاشتم توصیفی ازشون وجود داره و شاید گاهی پستی رو در اینجا به خودشون اختصاص دادن مثلا محسن " من دیگه مشروط نمیشم " .
* : همه دعوتن . دعوتمو رد کنید ناراحت میشم .
/*هیچ ترتیب خاصی رو رعایت نکردم . هر لحظه که برای هر کسی توصیفی به ذهنم رسیده نوشتم*/
/** دیشب چون خسته بودم نرسیدم یه تعدادی رو بنویسم که امروز اضافه کردم . باز هم ممکنه اضافه بشه
.**/
لینک مرتبط : http://dandelion65.blogfa.com/post-26.aspx
پ . ن : یک عدد محسن ( ایهام خاکستری ) مفقود شده . از یابنده تقاضا میشود او را به آدرس بلاگفا وبلاگ ایهام خاکستری تحویل دهد . با تشکر قاصدک .