bon jour tout le monde
صبح شنبه 16 آبانتان بخیر . امیدوارم بر عکس من ، روز خوبی رو شروع کرده باشید .
از الان معلوم است که امروز چه روز بیخودی خواهد بود . مثل چند روز قبل سردرد های الکی و بی حوصلگی ... خدا امروز را به خیر کند . دلمان میخواهد کار را ول کنیم و برویم خانه و یا نه ! برویم کمی خیابان گردی 2واحد متراژینگ پاس کنیم یا نه ... برویم سینما یه فیلم در پیت ببینیم حالمان جا بیاد یا اصلا برویم پاساژ گردی و دنبال یه کیف که مدتهاست فکرمان را به خودش مشغول کرده بگردیم و بخریمش که متاسفانه اینوقت صبح(!) هیچ مغازه ای باز نمیباشد در شهر ما ! خیلی زود اونا که کاسب باشن ساعت 9 بیان . مجبوریم وانمود کنیم که در حال انجام کار هستیم . راستی یک ببعی سیاه با مزه چشممان را گرفته خفن خاطرخواهش شدیم . احتمالا به همراه کیف او را هم خواهیم خرید باشد که کمی فاز بدهد .
راستی به خاطر کوتاه بودن روزهاست که تا از خواب بیدار میشیم سرمون میخوره به شب یا اینکه از بس سرگرم زندگی ماشینیمون هستیم گذر زمان و عمر رو متوجه نمیشیم !؟
پ . ن : الان خیلی تابلوئم که دارم تایپ میکنم ! برمیگردم ....



.ولی فکر نمیکنم کسی رو اذیت کنه و کاری کنه که هرروز مامانشو بخوان ، چون خیلی مهربون و با محبته .
؟





، تشکر مینمایم و امید آن دارم که خداوند متعال در این ماه مبارک و به حق این شب های عزیز ، بر این بنده کوچک نظری کنن و یه کم ما رو سر عقل بیارن 

















و صبحونه صبح زود و اینا می افتی . اما یه چیزی واسه ما خیلی تعجب برانگیزیه ! شما تا حالا مرغی دیدین قوقولی قوقو کنه ؟! احتمالا ندیدین و اصلا نشنیدین . حالا چه ربطی به خروس داشت ؟! میگم ... آخه این خروس ما قدقد میکنه
!!! مواقعی که میخواد بریم سراغش و داره خودشو لوس میکنه یهو میبینی صدای قدقدش خونه رو برداشته !!!! حالا شما خروسی دیدن که قد قد کنه ؟
! یاد اون کلیپ دانشمند می افتم و صحبتاش راجع به مرغ و خروس .خاطرتون هست دیگه ؟ 
!؟ 
