18ام
خودمان دنده مان میخارد ! شب تادیر وقت بیدار میمانیم (دقیقا منظور دیشب است). صبح دلمان نمیخواهد از خواب ناز بیدار شویم .بیدار هم نمیشویم پرو پرو ! به هر سختی ای هست ساعت 8:30 از جا بر میخیزیم و عزم رفتن میکنیم . قبل از رفتن ارادت خود را به کامی جان خود نشان میدهیم . دیروز هم باز انگاری از روی شبکه ویروسی محل کار اندک ویروسی به خورد این ناتوان داده ایم و اعصبامان خط خطی میشود . افکار شیطانی می آید تو سرمان . آنقدر لفتش میدهم تا میشود 9! زنگ میزنم و میگم نمیتونم بیام و البته 4شنبه و 5 شنبه را هم نیز هم . از الان بر آن هستم تا قرار دانشگاه رو هم کنسل نمایم . بهانه هم که موجود کثیر !
چندین ضرب المثل و شعر مرتبط:
1 . یا رومی روم یا زنگی زنگ
2 .آدم با یه دست چند تا هندونه بلند نمیکنه
3 . بنی آدم اعضای یکدیگرند, که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار, دگر عضوها را نماند قرار --- > همدردی با کامی مهربان
4 . ... تنبلی کار زشته . تنبل همیشه خوابه جاش توی رختخوابه ! --- > به خودم
5 . اینقدر بهونه بنی اسرائیلی نگیر .
و الخ .
پ . ن : من باب وقایع روز 16 آبان ، بد شروع شد ولی خوب تموم شد . با اینکه کیف و ببعی را نخریدم و شرکت را دو درنکردم !
پ . ن 2 : ... راجع به این چند نقطه بعدا مینویسم :دی
پ . ن 3 : دست به برنامه ریزیم خیلی خوبه ! در حال نگارش نسخه n ام چشم انداز 20 سالمه مان هستیم :)) .





















