از شهریور ۸۴ تا الان ...
گرچه میدونم معتاد شدم به نوشتن و نمیتونم ننویسم - حالا خوب یا بد ، قوی یا ضعیف ، شیرین یا تلخ - ولی فکر کنم تاریخ انقضام به سر اومده ... خسته شدم . از این وبلاگ به اون وبلاگ ...برای فرار از ادمای دور و برم .
اینجا فعلا نمینویسم تا به وقتش -----> فعلا یعنی تا مدتی ، حالا یه هفته یا یه ماه یا ... اما میدونم برمیگردم ! معتادا هیچ وقت درمان نمیشن . فعلا تا پایان ترم و تحویل پرژه ها ، بعدش خدا بزرگه .
خیلیا رو رنجوندم و با حرفام و طعنه هام ناراحتشون کردم گرچه خودم میدونم که اصلا از ته دلم نبوده و نیست و فقط مقاومت در برابر نه شنیدن ها بوده گرچه در باطن تسلیم بودم ولی خوب دلیل موجهی نیست و من معذرت میخوام . تا همین جا بسه . نمیخوام خاطره بدی از من تو ذهن کسی بمونه و اگر اینجا اوج هم نباشه ، حداقل ته دره نیست و ترک اینجا تو این وضعیت برای من بهتره و هر چی بوده تا همین جا کافیه .
راستی ماه خرداد از روز اولش تولده تا روزای آخرش ...
1 خرداد تولد داداشی که نیست و هرجا هست براش آروزی خوشبختی و موفقیت میکنم . میخوام بهش بگم این روزا هر چی دارم بیشتر راجع به تو چیزی متوجه میشم بیشتر به تعجبم اضافه میشه و انگشت به دهن که چه کسی برادرمن بود و من نمیدونستم !!!! یادش بخیر تولدت پارسال چه خبر بود تو کامنتات ! هنوز که هنوزه این جوابت به "غ" رو هرروز برای خودم تکرار میکنم ، شاید شیرین ترین و دندان شکن ترین جوابی بود که دادی :
امیدوارم طرز فکرتون مثل ایران زیبا و نگاه کوتاهتون به بلندی عزت ایران بشه!!
۱ خرداد تولد یکی دیگه از دوستانم استاد عزیزم الگوریتم هم هست . نمونه کامل یک انسان ، خیلی وقتا برام نزدیک تر از یه دوست نزدیک بود و هست و من به دوستی با ایشون افتخار میکنم . خیلی وقتا غر غر کردنای من رو تحمل کرده و هنوزم تحمل میکنه و مثل یه برادر منو راهنمایی میکرده و میکنه .بهار من و نگار اون دوستای همیشگی هستن و ما به اونا دلخوشیم . اندکی بیشتر از اندکی شیطنت میکند و همیشه دوست دارد من خورده شوم توسط آدم خوار ها در بلاد غربت:(( ! با وجود تحمل نا ملایمات زیاد باز هم لبخند بر لب دارد . سه تار میزند و سرگرمیش کوه است ! ستاره ها را رصد میکند و عاشق کویر است . عشق به معنای واقعی را میفهمد . یک عدد مکعب روبیک دارد که اگر دیدی گوشه ای نشسته و با آن بازی میکند باید بدانی که نباد نزدیکش شوی یا چیزی بخواهی . دارد فکر میکند و فکر کردن بارز ترین هنر اوست . یک دوچرخه هم که جایزه پدرش بوده توی انباری دارد که نمیخواهد خاک رویش را تمیز کند ، چون میخواد با دیدنش همیشه یادش بماند که چه بر او گذشته تا الان ... تولدت مبارک زیاد تا .
۷ خرداد هم تولد نگین عزیزم هست . خیلی کم میشناسمش ولی دوستش دارم . شیطنت هایش گاهی خطر ساز میشود . هیچ وقت یادم نمیره وقتی که میخواست اون روز خلاف دور بزنه (فکر کنم همین یه بار فقط سوار ماشینش شدم ) چه شلوغ بازاری راه انداخت و بعد هم با خنده گفت خلاف کیفش بیشتره . هنوز هم همون دختره و من براش یه دنیا شادی و خوشبختی آروز دارم .
۱۲ خرداد هم ... ( همون ۱۲ خرداد میگم )
۱۳ خرداد هم تولد پدر عزیزمه که من بهش میگ دوست پسرم . عاشقشم و همیشه به داشتن پدری مثل اون به خودم افتخار میکنم . هیچ کلمه ای و هدیه ای نمیتونه این همه سال عاشقانه زندگی کردن و دوست داشتن و محبت پدرانه رو توصیف کنه . ( مادرم هم که از گل بهتره و ۱ آذر تولدشه و عین خواهرم میمونه !!!! یه دوست خوب و مهربون و شاد و اصلا اونقدر دوستیم که شبیه مامانا نیست . )
۲۳ خرداد هم تولد سمیه عزیزم آجی مهربون و دوست داشتنیمه . تازه سالگرد ازدواجشم هست که به همسرش و خودش تبریک میگم و امیدوارم منو به خاطر ملاقات های کوتاهی که به خاطر محدودیت زمان پیش میومد ببخشن . نمیدونم چی بگم از مهربونیاش که هر چی بگم واقعا کمه ...
اگه کسی هم تولدش تو این ماهه که من نگفتم واسه خاطر اینه که نمیدونستم . وگرنه هیچ وقت یادم نمیره .
یه دوست خوب میگفت : آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن . پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه ... !!!
راست میگفت ...
پس فعلا تا بعد . 