
نمیدونم حکمتش چیه ! عروسی یکی از بهترین دوستات که فقط دوست نیست و شدین آبجی هم ، باشه و نتونی شرکت کنی ! دلت براش تنگ شده باشه و این مدت منتظر بوده باشی تا تو روز جشنش تو خوشحالیاش همراهیش کنی و جور نشه ...
آجی خوبم ... خوش خنده مهربونم ... دوست جونم ... از اینکه نتونستم بیام معذرت میخوام . از صممیم قلب برای تو و همسر خوبت آرزوی خوشبختی دارم .
+ نوشته شده در
88/08/21ساعت 22:41  توسط قـاصــــــــــدک
|
هر انسانی لایق بهتریه .
من لایق بهترینم ،
و تو بهترینی .
و اگر من بهترینم ،
پس تو هم لایق بهترینی ...
دل . ن : دست و پاش بسته س این شیطون ... نیشتسه میگه باشه همه اون ۱۱ ماه گردن من ... این یه ماه که کاری دستم نیس ببینم چه میکنین .... حلول ماه خودسازی و ضیافت الهی به همه مبارک . التماس دعا ...
+ نوشته شده در
88/06/01ساعت 1:57  توسط قـاصــــــــــدک
|
¤¤¤ انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان
|
دید موسی یک شبانی را براه |
|
کو همیگفت ای گزیننده اله |
| تو کجایی تا شوم من چاکرت |
|
چارقت دوزم کنم شانه سرت |
| جامهات شویم شپشهاات کشم |
|
شیر پیشت آورم ای محتشم |
| دستکت بوسم بمالم پایکت |
|
وقت خواب آید بروبم جایکت |
| ای فدای تو همه بزهای من |
|
ای بیادت هیهی و هیهای من |
| این نمط بیهوده میگفت آن شبان |
|
گفت موسی با کی است این ای فلان |
| گفت با آنکس که ما را آفرید |
|
این زمین و چرخ ازو آمد پدید |
| گفت موسی های بس مدبر شدی |
|
خود مسلمان ناشده کافر شدی |
| این چه ژاژست این چه کفرست و فشار |
|
پنبهای اندر دهان خود فشار |
| گند کفر تو جهان را گنده کرد |
|
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد |
| چارق و پاتابه لایق مر تراست |
|
آفتابی را چنینها کی رواست |
| گر نبندی زین سخن تو حلق را |
|
آتشی آید بسوزد خلق را |
| آتشی گر نامدست این دود چیست |
|
جان سیه گشته روان مردود چیست |
| گر همیدانی که یزدان داورست |
|
ژاژ و گستاخی ترا چون باورست |
| دوستی بیخرد خود دشمنیست |
|
حق تعالی زین چنین خدمت غنیست |
| با کی میگویی تو این با عم و خال |
|
جسم و حاجت در صفات ذوالجلال |
| شیر او نوشد که در نشو و نماست |
|
چارق او پوشد که او محتاج پاست |
| ور برای بندهشست این گفت تو |
|
آنک حق گفت او منست و من خود او |
| آنک گفت انی مرضت لم تعد |
|
من شدم رنجور او تنها نشد |
| آنک بی یسمع و بی یبصر شدهست |
|
در حق آن بنده این هم بیهدهست |
| بی ادب گفتن سخن با خاص حق |
|
دل بمیراند سیه دارد ورق |
| گر تو مردی را بخوانی فاطمه |
|
گرچه یک جنساند مرد و زن همه |
| قصد خون تو کند تا ممکنست |
|
گرچه خوشخو و حلیم و ساکنست |
| فاطمه مدحست در حق زنان |
|
مرد را گویی بود زخم سنان |
| دست و پا در حق ما استایش است |
|
در حق پاکی حق آلایش است |
| لم یلد لم یولد او را لایق است |
|
والد و مولود را او خالق است |
| هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست |
|
هرچه مولودست او زین سوی جوست |
| زانک از کون و فساد است و مهین |
|
حادثست و محدثی خواهد یقین |
| گفت ای موسی دهانم دوختی |
|
وز پشیمانی تو جانم سوختی |
| جامه را بدرید و آهی کرد تفت |
|
سر نهاد اندر بیابانی و رفت |
¤¤¤عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان
| وحی آمد سوی موسی از خدا |
|
بندهی ما را ز ما کردی جدا |
| تو برای وصل کردن آمدی |
|
یا برای فصل کردن آمدی |
| تا توانی پا منه اندر فراق |
|
ابغض الاشیاء عندی الطلاق |
| هر کسی را سیرتی بنهادهام |
|
هر کسی را اصطلاحی دادهام |
| در حق او مدح و در حق تو ذم |
|
در حق او شهد و در حق تو سم |
| ما بری از پاک و ناپاکی همه |
|
از گرانجانی و چالاکی همه |
| من نکردم امر تا سودی کنم |
|
بلک تا بر بندگان جودی کنم |
| هندوان را اصطلاح هند مدح |
|
سندیان را اصطلاح سند مدح |
| من نگردم پاک از تسبیحشان |
|
پاک هم ایشان شوند و درفشان |
| ما زبان را ننگریم و قال را |
|
ما روان را بنگریم و حال را |
| ناظر قلبیم اگر خاشع بود |
|
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود |
| زانک دل جوهر بود گفتن عرض |
|
پس طفیل آمد عرض جوهر غرض |
| چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز |
|
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز |
| آتشی از عشق در جان بر فروز |
|
سر بسر فکر و عبارت را بسوز |
| موسیا آدابدانان دیگرند |
|
سوخته جان و روانان دیگرند |
| عاشقان را هر نفس سوزیدنیست |
|
بر ده ویران خراج و عشر نیست |
| گر خطا گوید ورا خاطی مگو |
|
گر بود پر خون شهید او را مشو |
| خون شهیدان را ز آب اولیترست |
|
این خطا را صد صواب اولیترست |
| در درون کعبه رسم قبله نیست |
|
چه غم از غواص را پاچیله نیست |
| تو ز سرمستان قلاوزی مجو |
|
جامهچاکان را چه فرمایی رفو |
| ملت عشق از همه دینها جداست |
|
عاشقان را ملت و مذهب خداست |
| لعل را گر مهر نبود باک نیست |
|
عشق در دریای غم غمناک نیست |
¤¤¤وحی آمدن موسی را علیه السلام در عذر آن شبان
| بعد از آن در سر موسی حق نهفت |
|
رازهایی گفت کان ناید به گفت |
| بر دل موسی سخنها ریختند |
|
دیدن و گفتن بهم آمیختند |
| چند بیخود گشت و چند آمد بخود |
|
چند پرید از ازل سوی ابد |
| بعد ازین گر شرح گویم ابلهیست |
|
زانک شرح این ورای آگهیست |
| ور بگویم عقلها را بر کند |
|
ور نویسم بس قلمها بشکند |
| چونک موسی این عتاب از حق شنید |
|
در بیابان در پی چوپان دوید |
| بر نشان پای آن سرگشته راند |
|
گرد از پرهی بیابان بر فشاند |
| گام پای مردم شوریده خود |
|
هم ز گام دیگران پیدا بود |
| یک قدم چون رخ ز بالا تا نشیب |
|
یک قدم چون پیل رفته بر وریب |
| گاه چون موجی بر افرازان علم |
|
گاه چون ماهی روانه بر شکم |
| گاه بر خاکی نبشته حال خود |
|
همچو رمالی که رملی بر زند |
| عاقبت دریافت او را و بدید |
|
گفت مژده ده که دستوری رسید |
| هیچ آدابی و ترتیبی مجو |
|
هرچه میخواهد دل تنگت بگو |
| کفر تو دینست و دینت نور جان |
|
آمنی وز تو جهانی در امان |
| ای معاف یفعل الله ما یشا |
|
بیمحابا رو زبان را بر گشا |
| گفت ای موسی از آن بگذشتهام |
|
من کنون در خون دل آغشتهام |
| من ز سدرهی منتهی بگذشتهام |
|
صد هزاران ساله زان سو رفتهام |
| تازیانه بر زدی اسپم بگشت |
|
گنبدی کرد و ز گردون بر گذشت |
| محرم ناسوت ما لاهوت باد |
|
آفرین بر دست و بر بازوت باد |
| حال من اکنون برون از گفتنست |
|
اینچ میگویم نه احوال منست |
| نقش میبینی که در آیینهایست |
|
نقش تست آن نقش آن آیینه نیست |
| دم که مرد نایی اندر نای کرد |
|
درخور نایست نه درخورد مرد |
| هان و هان گر حمد گویی گر سپاس |
|
همچو نافرجام آن چوپان شناس |
| حمد تو نسبت بدان گر بهترست |
|
لیک آن نسبت بحق هم ابترست |
| چند گویی چون غطا برداشتند |
|
کین نبودست آنک میپنداشتند |
| این قبول ذکر تو از رحمتست |
|
چون نماز مستحاضه رخصتست |
| با نماز او بیالودست خون |
|
ذکر تو آلودهی تشبیه و چون |
| خون پلیدست و ببی میرود |
|
لیک باطن را نجاستها بود |
| کان بغیر آب لطف کردگار |
|
کم نگردد از درون مرد کار |
| در سجودت کاش رو گردانیی |
|
معنی سبحان ربی دانیی |
| کای سجودم چون وجودم ناسزا |
|
مر بدی را تو نکویی ده جزا |
| این زمین از حلم حق دارد اثر |
|
تا نجاست برد و گلها داد بر |
| تا بپوشد او پلیدیهای ما |
|
در عوض بر روید از وی غنچهها |
| پس چو کافر دید کو در داد و جود |
|
کمتر و بیمایهتر از خاک بود |
| از وجود او گل و میوه نرست |
|
جز فساد جمله پاکیها نجست |
| گفت واپس رفتهام من در ذهاب |
|
حسر تا یا لیتنی کنت تراب |
| کاش از خاکی سفر نگزیدمی |
|
همچو خاکی دانهای میچیدمی |
| چون سفر کردم مرا راه آزمود |
|
زین سفر کردن رهآوردم چه بود |
| زان همه میلش سوی خاکست کو |
|
در سفر سودی نبیند پیش رو |
| روی واپس کردنش آن حرص و آز |
|
روی در ره کردنش صدق و نیاز |
| هر گیا را کش بود میل علا |
|
در مزیدست و حیات و در نما |
| چونک گردانید سر سوی زمین |
|
در کمی و خشکی و نقص و غبین |
| میل روحت چون سوی بالا بود |
|
در تزاید مرجعت آنجا بود |
| ور نگوساری سرت سوی زمین |
|
آفلی حق لا یحب الافلین |
قاصدک : لذت بردم این شعر رو خوندم
.
دل . ن : میخوام بشینم رو خط ممتد خیابون و فقط گریه کنم ! همین ! مزدورای کثیف ! (خطاب به دشمنان ایران است )
+ نوشته شده در
88/03/31ساعت 13:19  توسط قـاصــــــــــدک
|
امشب که بگذرد ...
...
نمی دانم می شود چند روز !!!
ولی نمی گذرد! 
- انتخاباتی
+ نوشته شده در
88/03/27ساعت 1:38  توسط قـاصــــــــــدک
|
سلام . تا دوباره این بلاگفا نرفته تو بازی ...
روز مادر رو به همه مادران عزیز مخصوصا مادر مهربون و دوست داشتنی خودم تبریک میگم . این اوضاع اس ام اس هم که هنوز اینجوری قطع و مارو تیر توپر کردن . تبریک هم نمیشه گفت ! هر چی میخام سیاسی نشه انگاری نمیشه . مادر مهربونم دوست دارم و تا همیشه مدیون محبت ها و شب زنده داریهات خواهم بود . منو ببخش به خاطر وضعیتی که این چند روز درگیرش بودیم ولی من هدیه ام رو فراموش نکردم و البته میدونم نه تنها این هدیه بلکه هر کاری هم برات بکنم جبران این همه عشق مادرانه ات نمیشه . ولی به رسم ادب و به پاس زحماتت و برای یادگاری تقدیمت میکنم . امیدوارم خوشت بیاد .
مامان جونم عاشقشتمممممممممممممممممم
.
راستی تو دوستام مامانای مهربونی هم هستن که از همین جا بهشون تبریک میگم : یکی مامان عروسک و یکی هم مامان محمد (دود عود)
. به هستی عزیزم و آبجی خوش خنده عزیزم هم تبریک میگم . راستی تولد آبجی خوش خنده عزیزم و همینطور سالگرد ازدواجشم هم هست که این یکیو خیلی مخصوص بهش و به همسر عزیزش تبریک میگم .
+ نوشته شده در
88/03/24ساعت 15:49  توسط قـاصــــــــــدک
|
حالا باید نشست و ۴ سال بعد را تماشا کرد ...
+ نوشته شده در
88/03/23ساعت 17:19  توسط قـاصــــــــــدک
سلامي به پاكي و صافي دل دريا و قطره هاي آب

تاسوعا و عاشوراي حسيني رو به دوستای خوبم تسليت ميگم.البته دیر شده ولی همیشه این وقتا که میشه نمیتونم حرفی بزنم یا چیزی بگم.
فقط از او ميخوام تا امام حسين (ع) رو به راستي به ما بشناساند.
از همه التماس دعا دارم .
همه ی حرفم تو این پست ، یه دل نوشته است :
دل . نوشنه : كي برايد سفر جانان....كي برايد سفر جانان* 
*:آهنگ شب های انتظار علیرضا افتخاری
+ نوشته شده در
87/10/19ساعت 17:45  توسط قـاصــــــــــدک
+ نوشته شده در
87/09/30ساعت 20:41  توسط قـاصــــــــــدک
آن برکه ی پاک که غدیرش نام است خوشنام به عالم که به همان اتمام است
اتمام و کمال دین که فرموده خدا در حول همان برکه که گفتن عام است
انجام پذیرفت ، همه حسن گفتن این درس غدیر تا به ابد خوشنام است
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمونین علی بن ابی طالب علیه السلام
سلام به همه دوست جونای خوبم
. عید همگی به ویژه اونایی که عزم دارند از پله ها بالا روند مبارک باد .
امیدوارم که تو این روزعیدی دلتون شادتر از همیشه باشه . تو دعاهاتون منو فراموش نکنید . تو شهر ما هر عیدی مراسم خاص خودشو داره . مثلا عید فطر رسمه که برای از دست رفتگان عید میگیرن . این عید حکم عید نوروز رو داره برای اونا . تو عید غدیر هم سید ها تو خونه میشینن و بقیه میان به دیدنشون و یه عیدی هم از طرف سید میگیرن . حالا همه اینا رو گفتم که بگم منم سیدم*
.هر کی عیدی میخواد بیاد خونمون که بساط عیدی به پاست
.
-----------------------------------
راستی مدتی بود از این تستای روانشناسیو این چیزا نذاشته بودم . آخه تست به درد بخور پیدا نکرده بودم . حالا یه تست جالب پیدا کردم
.لینک داونلودشو گذاشتم . واسه من که تقریبا درست بود
.امیدوارم شمام خوشتون بیاد .واسه چند نفر دیگه رو هم امتحان کردم درست بود(به این میگن تبلیغات
) . این تست رابطه شخصیت شما با روز تولدتان رو نشون میده . انجام دادین به من هم بگین که درست بود یا غلط بود !
رابطه روز تولد و شخصیت شما
دنیا رو براتون شاد ِشاد و شادی رو براتون دنیا دنیا آرزو دارم .
*:از یه جهت خوشحالم که سید هستم و از یه جهت ناراحت ! جنبه ناراحتیش بیشتره چون من رو سیاه چی دارم بگم جز اینکه با کارام آبروی جدم رو میبرم.خدا بهم رحم کنه . دعا کنید که از امروز به بعد (تا دیروز هر جور بودم بودم ! ) اگه باعث سرافرازیشون نمیشم حداقل کاری نکنم که باعث سرافکندگیشون بشه . آمین .
پی نوشت : این بازی رو هم ببینید
(اینم عیدی:دی هرچقدر میخواین کفش بندازید طرف بوش :دی)
منبع : از وبلاگ پـــــــــــنتام (برای رعایت حق کپی رایت
)
بازی شماره 1
بازی شماره 2
بازی شماره 3
بازی شماره 4
بازی شماره 5
بازی شماره 6
+ نوشته شده در
87/09/26ساعت 22:23  توسط قـاصــــــــــدک
سلام به همه دوستای گلم . عید همه تون مبااااااااااااارک .انشاالله سال دیگه همچین وقتی تو سرزمین وحی باشید و حاجی و حاجیه خانوم شده باشید . برای من هم دعا کنید که بتونم برم . همیشه این وقتا که میشه محال ممکنه که وقتی اسم سرزمین وحی میاد ، وقتی اسم صحرای عرفات و دعای عرفه میاد ، دلت نلرزه و ناخودآگاه اشک از چشمات جاری نشه . غیر ممکنه از اونایی که رفتن و برگشتن و متحول شدن ،حالا یا خیلی خوب و یا خیلی بد و حتی صد درجه بدتر ، نشنوی که باز آرزوی رفتن تو سرشون باشه ...
عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک
عید از نظر لغوی از کلمۀ عود یعنی بازگشت، بازگشت از زندان نفس وخرافات به سوی خدا، بازگشت از تسلط اهریمن ِوحشت ،به سوی خدای رحمت گرفته شده است.
*عید قربان یعنی عید رهیدگی وآزادی ازاسارت نفس واباطیل به سوی شگوفائی ِایمان ویقین، و رهائی ازذلت تعلقات وهر آنچه غیر خدائی وگمراه کننده باشد.
* عید قربان یعنی عیدیکه ابراهیم با پاهای لرزان ودل حیران باتردد ویقین، اسماعیل را به امر خدا ورضای خدا وبرای برافراشتن درفش توحید ،برای یک امتحان بزرگ وماندگار، به آزمایشگاه قربانی می برد.
*عید قربان عید پاک وعید تن وجان سپردن در راه خدا و رهائی ازچنگال نفس اماره وانهدام سیطرۀ ارباب الانواع، به سوی خدای یگانه وخوار شمردن لذایذ گذرای دنیا ورهائی از حصار تنگ خودخواهی ، تکبرواطاعت به اوامر خداوند است.
+ نوشته شده در
87/09/19ساعت 14:4  توسط قـاصــــــــــدک

سحرگاهان که عرش کبریایی می سراید نغمه توحید
تو که آهسته میخوانی قنوت لحظه هایت را
میان ربنای سبز دستانت
دعایم کن
دعایم کن ...
حلول ماه مبارک رمضان ، ماه نزول قرآن ، ماه خودسازی و خدا شناسی را به همه ی دوست جونای خوبم تبریک میگم و از همه طلب دعای خیر دارم.
+ نوشته شده در
87/06/12ساعت 14:31  توسط قـاصــــــــــدک
ای دل بشارت می دهم،خوش روزگاری میرسد
یا درد و غم طی میشود ، یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو ، قدری تحمل بیشتر
گردی بپا می شود در افق،گویا سواری می رسد
خجسته میلاد حضرت مهدی (عج) پیام آور صلح و دوستی را به همه ی شما دوستای مهربون و خوبم تبریک میگم .

+ نوشته شده در
87/05/22ساعت 9:22  توسط قـاصــــــــــدک
سلام ...
علی است نسخه ی فردی که شرق و غرب جهان ، دگر ندید سوادی ازو مطابق اصل . زاد روز مولود کعبه امیرالمومنین مولا علی (ع) بر عاشقان حضرتش مبارک .
اومدم تا دیر نشده ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر رو تبریک بگم . امیدوارم خدا سایه پدر مهربونم و همچنین مادر عزیزم که عشق من هستن رو بالا سرم نگه داره . هنوز هدیه ای که در خور باشه تهیه نکردم. آخه روز پدر از سخت ترین روز ها برای خریدن هدیه است!!!!اما پدر از من هدیه ای که خواستن اینه که همیشه بخندم ! پس من همین کارو انجام میدم (البته کادو که رو شاخشه !!!).
+ نوشته شده در
87/04/26ساعت 0:57  توسط قـاصــــــــــدک

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی! روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری ! روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن ...* مادرم روزت مبااااااااااااااااااااااااااااااارک... 


*:نویسنده نمیدونم کی !:دی
+ نوشته شده در
87/04/04ساعت 0:45  توسط قـاصــــــــــدک